ابو القاسم راز شيرازى

553

مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )

متحمّل اعمال قبيحه و اخلاق ذميمه و جهالات وافيه و ضررهاى كاملهء ايشان شود ، تا نفس او به كمال خود رسد و مظهر صفات كماليّهء الهيّه گردد ، و معنى خلافت الهيّه در ارض ، او را به قدر مرتبهء او دست دهد ؛ و اين شأن كامل رفيع ، نيست مگر شأن اهل عصمت عليهم السّلام كه خلفاء اللّه و حجج الهيّه و دواعى « 36 » به سوى حقّ تعالى مىباشند ، و شيعيان و اولياى اين بزرگواران نيز به قدر رتبهء ولايت و محبّت ايشان ، از اين اعمال و اوصاف ، بهره‌مند مىباشند : اللّهمّ اجعلنا منهم بجاه محمّد و آله الطّيّبين . و بعد ، حضرت ثمرهء حلم كامل را مىفرمايد كه : ثمرهء حلم و صبر بر جفاى خلايق ، وصول به رضاى حقّ تعالى است از عبد ، كه اين رضا ، افضل از جنّت موعود است ؛ كما قال اللّه تعالى : وَ رِضْوانٌ مِنَ اللَّهِ أَكْبَرُ « 37 » ؛ زيرا كه رضاى حقّ تعالى ، مشوب به جفاهاى مردم است ؛ چه ، كمال رضاى خداوند ، به معرفت عبد است بر خداوند و كمال معرفت ، در رفع حجب كثرت و ديدن خلق است مظاهر صفات جمال و جلال حضرت ربوبيّت ؛ پس بايد متحمّل شود جفاهاى آنها را كه به حكمت الهيّه به عبد مىنمايند ، و نبيند آن جفاها را مگر تأديب و تنبيه حقّ تعالى نسبت به خود ، به جهت تربيت او ، تا به ثمرهء عرفان الهى كه رضوان اوست فايض گردد ؛ چنان‌كه در لطيفهء عرفانيّه در همين باب ، اشاره كرده آمد . بعد ، حكايت مىفرمايد از حلم « احنف بن قيس » كه كسى به او گفت : « تو را قصد مىكنم به آنچه شتم و ناشايست مىگويم ! » ، او در جواب گفت كه : « من

--> ( 36 ) - دعوت‌كنندگان ( 37 ) - به منهج اوّل ، صفحات 12 ، 548 ، 563 و منهج حاضر ، صفحهء 418 رجوع شود .